بازتاب مهندسی صنايع
|
|
معرفی دانشگاه پوترا - مالزی دانشگاه پوترا
رنکینگ جهانی امسال : ۲۹۲ رنکینگ جهانی سال گذشته : ۳۹۴ صعود ۱۰۲ پله ای این دانشگاه در عرض یکسال بی نظیر است . دانشگاه پوترا مالزی یکی از قدیمی ترین و بزرگترین دانشگاههای مالزی می باشد . این دانشگاه دولتی با سرمایه گذاری هنگفتی که برای تحقیقات و تحصیلات تکمیلی داشته و به یکی از معتبرترین دانشگاههای این کشور تبدیل شده است . اعتبار جهانی و ارزان بودن و تعدد رشته ها در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری از مزیتهای بزرگ این دانشگاه می باشد . این دانشگاه با قدمت 70 ساله در منطقه ای بنام Serdang در 8 کیلومتری پایتخت واقع شده . این دانشگاه با توجه به رشته های متنوع و سرمایه گذاری بالایی که جهت تحقیقات و تحصیلات تکمیلی و پژوهشهای کاربردی انجام داده و همچنین امکانات بسیار خوب علمی و رفاهی و خوابگاهی ، این دانشگاه را به عنوان یکی از دانشگاههای خوب آسیا و حتی جهان معرفی کرده است . این دانشگاه با داشتن ۱۴ دانشکده و 6 انستیتو دارای 160 رشته تحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری می باشد شهریه : برای کارشناسی ارشد حدود ۳۰۰۰ دلار و برای دکترا ۵ الی ۶ هزار دلار می باشد . البته این تقریبی است. مکان زندگی : خوابگاههايي كه در محوطه دانشگاهي واقع شده داراي انواع مختلف اتاق های 1 ، 2, 4 و 8 نفره و تجهيزاتي چون كافه تريا - سالن چند منظوره - سالن مطالعه - مركز اينترنت و كامپيوتر - نمازخانه - دستگاههاي لباسشويي و... مي باشد.قیمت میانگین ۵۰ هزار تومان در ماه می باشد. در خارج از محوطه دانشگاه آپارتمانهاي زيادي در مناطق مختلف موجود می باشد و تقريبا ده تا بيست دقيقه تا دانشگاه فاصله دارد . شرایط عمومی زبان انگلیسی : برای متقاضیان دارا بودن مدرک تافل با حداقل امتیاز 550 و یا مدرک ایلتس با حداقل امتیاز 6 اجباری می باشد. در صورتی که متقاضیان دارای مدرک زبان نباشند باید در امتحانات تعیین سطح دانشگاه شرکت نمایند که در صورت کسب ننمودن نمره حد نصاب لازم باید در کلاسهای زبان دانشگاه شرکت نمایند. کتابخانه : کتابخانه این دانشگاه ظرفیت این را دارد که بطور همزمان ۲۰۰۰ نفر به مطالعه بپردازند. همچنین این کتابخانه اتاق های علمی برای بحث های علمی و یا مطالعه گروهی نیز دارد. این دانشگاه از نظر تنوع رشته های دانشگاهی بی نظیر است. دانشکده های این دانشگاه : دانشکده زبانها و ارتباطات - انستیتو جامعه و مطالعات صلح-دانشکده محیط شناسی انسانی- دانشکده علوم تربیتی- دانشکده اقتصاد و مدیریت - دانشکده علوم و فن آوری - انستیتو مطالعات ریاضی- دانشکده علوم کامپیوتر و فن آوری اطلاعات-انستیتو نرم افزار و سیستم های چند رسانه ای- دانشکده مهندسی - انستیتو فن آوری پیشرفته-دانشکده طراحی و معماری - دانشکده بهداشت و درمان و پزشکی- انستیتو مطالعات سالخوردگی- دانشکده دامپزشکی - دانشکده بیوتکنولوژی و علوم مولکولی- انستیتو علوم زیستی- دانشکده محیط زیست- دانشکده صنایع غذایی - دانشکده کشاورزی - دانشکده جنگلداری - برای دیدن رشته های هر دانشکده می توانید به سایت http://www.pnpars.com/UpmSubject.htm البته چند وقتی است رشته های دیگری مثل MBA و ... هم در این دانشگاه ایجاد شده است که در لیست بالا نمی باشد.
نوشته شده توسط هادي زارعي | لینک ثابت |
ساختار آموزشی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاههای مالزی ساختار آموزشی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاههای مالزی
حالت اول- Taught یا Course work این ساختار شبیه ساختاری است که هم اکنون در دانشگاههای ایران وجود دارد.یعنی ۲۶-۳۰ واحد درس و ۶ واحد تز یا پایان نامه حالت دوم : Research-Taught برای ارشد حدود ۹ واحد درسی است در واقع این دروس فقط برای کمک به تز می باشد. حالت سوم: Research کامل هیچ واحد درسی وجود ندارد.دانشگاههایی مثل هاروارد و MIT هم اکنون با این روش کار می کنند و دانشگاههای مالزی هم کم کم دارند به سمت این روش می روند .تنها دانشگاههایی می توانند این روش را ارائه کنند که اساتید بسیار قوی داشته باشند. منبع : با کمک وبلاگ مالزی و من ............................................................................................................................ تعداد اساتید : ۱۸۳۹ /// تعداد اساتید خارجی : ۱۱۵ تعداد دانشجویان : ۲۶۴۴۴ /// تعداد دانشجویان خارجی: ۱۱۲۶ تعداد دانشجویان کارشناسی : ۱۸۱۵۱ /// تعداد دانشجویان خارجی کارشناسی : ۸۴ تعداد دانشجویان ارشد و دکترا : ۸۲۹۳ /// تعداد دانشجویان خارجی ارشد و دکترا : ۱۰۴۲ .............................................................................................................. دانشگاه پوترا تعداد اساتید : ۱۷۹۵ /// تعداد اساتید خارجی : ۶۱ تعداد دانشجویان : ۲۷۳۳۴ /// تعداد دانشجویان خارجی: ۹۷۶ تعداد دانشجویان کارشناسی : ۲۲۱۴۶ /// تعداد دانشجویان خارجی کارشناسی : ۳۲ تعداد دانشجویان ارشد و دکترا : ۵۱۸۸ /// تعداد دانشجویان خارجی ارشد و دکترا : ۹۴۴
نوشته شده توسط هادي زارعي | لینک ثابت |
نگاهی به وضعیت دانشگاههای ایران و مقایسه آنها با دانشگاههای مالزی از آقای نوید گودرزی بخاطر نوشته های زیبایشان تشکر می کنم. عنوان : نگاهی به وضعیت دانشگاههای ایران و مقایسه آنها با دانشگاههای مالزی راستش وقتی وضعیت دانشگاههای ایران را بحرانی دیدم تصمیم گرفتم تا این مقاله را بنویسم و به چرایی و چگونگی این اتفاق بپردازم. در آخرین رده بندی ای که توسط معروفترین سایت رنکینگ جهانی دانشگاهها ( http://www.topuniversities.com) اعلام شد رنکینگ دانشگاههای برتر آسیا در جهان به شرح زیر می یاشد. همچنین در زیر آن رنکینگ دانشگاههای مالزی در جهان اعلام شده است .
در کشور مالزی چهار دانشگاه فوق بسیار معتبر هستند دانشگاههای مالزی روز به روز پیشرفت می کنند ولی ایران فقط یک دانشگاه زیر ۲۰۰۰ داردو بقیه متاسفانه اوضاع چندان مناسبی ندارند و همه ی آنها روز به روز سقوط می کنند . در چند روز گذشته دولت مالزی چهار دانشگاه پوترا - مالایا - تکنولوژی و کبانگسان را به عنوان مراکز تحقیقاتی کشور مالزی در برنامه نهم توسعه این کشور انتخاب کرد و ۱۵۳ میلیون رینگیت (۳۸۲۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان ) در اختیار چهار دانشگاه ذکر شده قرار داد. داتوک رفیه سلیم نایب رئیس دانشگاه مالایا مالزی چندی پیش در مصاحبه ای گفت فقط کافی است ۱۰ سال به این دانشگاه فرصت دهید آنوقت خواهید دید که این دانشگاه در بین برترین های جهان خواهد بود . که می توان گفت این صحبت تمامی دانشگاههای مالزی است . ولی به راستی هدف دانشگاههای ایران چیست و افق فکری آنها کجاست ؟ ماجرا وقتی غم انگیز می شود که ورودی دانشگاههای مالزی راحت می باشد( چه برای مردم مالزی و چه برای خارجی ها ) و اکثراً می توانند از این دانشگاهها پذیرش بگیرند ( در حال حاضر حدود ۵۵۰ ایرانی در دانشگاه پوترا مشغول به تحصیل هستند ) ولی ورودی دانشگاههای معروف ایران بسیار سخت می باشد و ایرانی ها برای ورود به دانشگاههای معروف خودمان سر و کله می شکنند و غافل از اینکه خیلی راحت می توانند از دانشگاههای مالزی پذیرش بگیرندو در دانشگاههای با سطح علمی بالاتر و معتبرتر از دانشگاههای خودمان تحصیل کنند . در چند وقت گذشته با چند نفر آشنا شدم که کمک زیادی به اطلاعات من کردند.یکی از آنها دکترای عمران دانشگاه تهران مشغول به تحصیل بود و می گفت اساتید آنها همگی جوان هستند و نمی توانند حتی یک موضوع جدید ارائه بدهند . دیگری فارغ التحصیل مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر بود و می گفت سطح اساتید این دانشگاه سال به سال پایین تر می آید. یاد صحبت دکتر موسی خانی افتادم که گفت سال گذشته چند تن از فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد به عنوان هیات علمی جذب دانشگاههای صنعتی شریف و علامه طباطبایی شده اند. یادش بخیر روزی را که دانشگاه آزاد می خواست مقطع دکترای خود را راه اندازی کند ولی همه به مخالفت به این امر پرداختند . ولی اکنون می بینیم که محتاج این دانشگاه شده اند. یکی از اساتید دانشگاه علوم و تحقیقات که در دانشگاه صنعتی شریف هم تدریس می کند می گوید بعضی از وسایل آزمایشگاهی دانشگاه شریف هنوز علامت سلطنتی زمان شاه روی آن است و هنوز آنها را عوض نکرده اند و آنها پوسیده اند و دیگر کارایی ندارند. و به یک نکته جالب اشاره می کنم آنقدر اعتبار دانشگاههای ایران به خصوص در این دو سال اخیر پایین آمده است که برای پذیرش گرفتن مقطع کارشناسی ارشد و دکترا برای مالزی ، بین دانشگاه آزاد و دولتی هیچ تفاوتی را قائل نیستند این را می توانید از کسانیکه در آنجا مشغول به تحصیل هستند بپرسید. و نکته آخر اینکه مدرک دانشگاههای مالزی ( به خصوص ۴ دانشگاه فوق) در اروپا ، آمریکا و به خصوص در استرالیا بسیار معتبر می باشد چه برسد به کشور خودمان .... والسلام نوشته شده توسط هادي زارعي | لینک ثابت |
Industrial Engineering Skills Whether your title includes industrial engineer or not, you may be tasked with improving processes and finding better ways to design, develop, produce, deliver, or service products in a variety of industries. These courses will train you in the skills needed to improve quality and performance in your field.
Advanced Ergonomic Applications نوشته شده توسط نويد گودرزي | لینک ثابت |
ضرايب دروس در کارشناسي ارشد مهندسي صنايع
نوشته شده توسط نويد گودرزي | لینک ثابت |
مديريت دانش چيست؟ شناخت مديريت دانش به عنوان يك روح حاكم بر اعمال سازماني، براي پيادهسازي آن ضروري است. مديريت دانش، چيزي نيست جز مديريت سرمايه های ناملموس (دانش) از ابتدا تا انتهاي دورهحيات آن. به تعبير واضحتر، مديريت دانش، شامل خلق دانش، کسب دانش، ذخيرهسازي دانش، انتشار و بهاشتراکگذاري دانش و بالاخره بهکارگيري دانش است. سازمان شما بايد به خوبي بتواند دانش مورد نياز خود را شناسايي کند، در صورت لزوم، آنرا خلق کند، يا اينکه از منابع دانش خارج از سازمان کسب نمايد. دانش خلق شده يا کسب شده، بايد با نيازهاي شما تطبيق داده شده و به تعبيري، آماده شود و به صورت مناسب، ذخيرهشود تا در زمان و مکان و شرايط مورد نياز، مورد استفاده قرارگيرد. در اين بين، دانش نبايد به صورت يک آب راکد، در جايي محبوس شود. دانش بايستي مانند يک چشمه جوشان در سازمان شما (در هر جايي که نياز است و در هر زمان که نياز است) جريان داشته باشد و همه کساني را که تشنه آن هستند، سيراب کند.همانطور که آب راکد، ارزش چنداني ندارد و بعد از مدتي ميگندد، دانشِ به اشتراکگذاشته نشده هم، ارزش چنداني ندارد و سرمنشا خير و برکت زيادي نخواهد بود.
نوشته شده توسط نويد گودرزي | لینک ثابت |
گرايش مهندسي صنايع_سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي پيچيده ترين سيستم ها، سيستمهايي هستند که به طور مستقيم يا غير مستقيم به انسان يا گروهي از انسانها مرتبط باشند. بدين جهت سيستمهاي اجتماعي و اقتصادي که بطور مستقيم با انسان سرو کار دارند، از نظر تحليل، پيش بيني رفتار و کنترل جزو پيچيده ترين سيستمها دسته بندي مي شوند. بطور کلي هدف از بوجود آمدن رشته مهندسي سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي، تربيت افراد يا افرادي است که بتوانند با ابزار و مدلهاي مختلف، سيستمهاي پيچيده را شناسايي، تحليل ، پيش بيني و اصلاح کنند. بطور کلي، دانشجويان اين رشته با ابزارهاي مختلفي براي آناليز سيستمهاي مختلف آشنا مي شوند. بعنوان مثال مي توان از تحقيق در عمليات و برنامه ريزي رياضي، سيستمهاي پيشرفته غير خطي و خطي و ديناميک، مدلهاي رگرسيوني و اقتصاد سنجي، منطق فازي، شبکه هاي عصبي و ... نام برد. بعلاوه دانشجويان اين رشته با مباني اقتصاد خرد و کلان نيز علاوه بر اقتصاد سنجي آشنا مي شوند. ازآنجاکه اين رشته در ايران، رشته تقريبا نوظهوري است، دانشکده ها و دانشگاههاي مختلف به سليقه خود و بطور متفاوت با اين رشته برخورد مي کنند. بعنوان مثال دانشکده اقتصاد دانشگاه شريف و موسسه عالي پژوهش بيشتر گرايشات اقتصادي، دانشکده صنايع دانشگاه شريف بيشتر گرايش تحقيق در عمليات و مدلسازي و دانشگاههاي ديگر ايران نيز هرکدام بنابر قدرت هيات علمي خود بيشتر به گرايشات خاصي تکيه مي کنند. با اين حال جهت گيري کاملا به عهده خود دانشجو است که مي تواند با انتخاب دروس اختياري به سمت خاصي حرکت کند. به عنوان مثال پروژه هاي وروديهاي سال 1382 دانشکده صنايع-مهندسي سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي، کارهاي متفاوتي از جمله پيش بيني و تحليل تابع تقاضاي يکي از بانکهاي ايران، ارايه ااگوهاي نظارتي، معرفي روش جديد مکاشفه اي براي مسايل گراف، پيش بيني حاملهاي انرژي، ارايه روشهاي جديد شبيه سازي و ... بوده است. فارغ اتحصيلان اين رشته مي توانند به عنوان مهندس صنايع در واحدهاي توليدي و کيفي و خدماتي (خودرو سازي، شرکتهاي نفتي و ...) و يا بعنوان سيستم آناليست در واحدهاي مالي و بانکي و بيمه و وزارتخانه ها و ... فعاليت کنند. از آنجاکه اين رشته بسيار گسترده است، هرکس بنابر علاقه خود به سمت خاصي حرکت مي کند و بدين جهت شغل آينده فارغ التحصيلان بيشتر به جهت گيري و حرفه خودش باز مي گردد. بعلاوه فارغ التحصيلان اين رشته امکان ادامه تحصيل در رشته هاي مختلف مهندسي صنايع، اقتصاد و مديريت و حتي در مواردي علوم کامپيوتر و علوم رياضي را دارند. بعنوان مثال فارغ التحصيلان امسال اين رشته از دانشکده صنايع دانشگاه شريف، براي ادامه تحصيل در رشته هايي مثل مهندسي صنايع، اقتصاد و مديريت از دانشگاههاي مطرح آمريکايي، کانادايي و اروپايي پذيرش گرفته اند. همانطور که گفته شد، در اين رشته داوطلبان مختلف از رشته هاي مختلف شرکت مي کنند و براي نمونه رتبه ها و رشته ها و دانشگاههاي رتبه هاي برتر کنکور سال 1382 در اين رشته، در ذيل آورده شده است. رتبه 1 – مهندسي متالورژي و مواد- دانشگاه تهران رتبه 2- رياضيات کاربردي- دانشگاه تبريز رتبه 3- مهندسي صنايع- دانشگاه شريف رتبه 4- مهندسي مکانيک- دانشگاه اميرکبير رتبه 5- مهندسي عمران- دانشگاه اميرکبير براي شرکت در آزمون ورودي اين رشته، داوطلب بايد در امتحان دروس رياضي 1و2 (ضريب 3)، آمار و احتمال (ضريب 3)، زبان(ضريب 2)،برنامه نويسي کامپيوتر(ضريب 2) و تحقيق در عمليات (ضريب 2) شرکت کند. با توجه به ظرفيت اندک پذيرفته شدگان (حدود 60 الي 100 نفر) و تعداد زياد شرکت کنندگان (بيش از 5000 الي 6000 داوطلب) شانس با داوطلباني است که اولا از پايه رياضيات قوي تري برخورداد باشند و ثانيا تمام دروس ياد شده را با جديت پيگيري کنند. همانطور که مي توان مشاهد کرد، قبولي در اين رشته خيلي به رشته کارشناسي شخص مورد نظر بستگي نداشته و بيشتر از آن به نحوه مطالعه و علاقه داوطلبين بستگي دارد. لذا اين امکان براي همه داوطلبان عزير وجود دارد که صرفنظر از رشته تحصيلي خود در اين رشته کاملا موفق باشند. واحدهاي درسي در طول دوره کارشناسي ارشد: 9 واحد, واحدهاي مقدماتي که برحسب درصدهاي آزمون ورودي نيازمند/بي نياز از گذراندن اين واحدها مي باشند:
12 واحد واحدهاي اجباري مي باشد:
که البته سه واحد از بين واحدهاي زير انتخاب مي شود:
دانشجويان بايد از بين واحدهاي زير نيز 12 واحد را به عنوان واحدهاي اختياري بگذرانند:
و در آخر 2 واحد سمينار و 6 واحد پروژه پژوهشي نوشته شده توسط نويد گودرزي | لینک ثابت |
بررسي واحدهاي درسي رشته مهندسي صنايع در دوره كارشناسي (BSIE) بررسي واحدهاي درسي رشته مهندسي صنايع در دوره كارشناسي (BSIE) دانشگاه پليتكنيك پومونا در كاليفرنيا مقدمه : دانشگاهها ، جايگاه رشد و باروري دانش و فناوري در هر كشوري به شمار ميآيند و بيترديد خاستگاه پرورش نيروي انساني موردنياز صنعت نيز ، دانشگاههاي صنعتي كشورها ميباشند . از اين رو ، مجهز بودن دانشگاههاي صنعتي كشورمان به متدهاي نوين آموزشي و همچنين امكانات و تجهيزات بروز و پيشرفته ، شرط بقاي صنعت ما در دنياي رقابتي امروز دهكده جهاني خواهد بود . در اين راستا ، خودارزيابي دانشگاههاي كشور و سنجش بازدهي آموزشي آنها ، در پيشبرد اهداف و سياستهاي وجودي اينگونه دانشگاهها ضروري مينمايد . در اين سلسله مقالات به معرفي ، تشريح و تبيين عملكرد دانشكدههاي مهندسي صنايع در دانشگاههاي نامي جهان خواهيم پرداخت تا بدينگونه ، معياري از نقطهاي كه دانشگاههاي صنعتي ما امروز بر آن ايستادهاند ، حاصل آوريم . نخستين گام را با دانشگاه پليتكنيك پومونا در كاليفرنياي ايالات متحده برميداريم و به بررسي اهداف آموزشي ، واحدهايي كه دانشجويان در اين دانشگاه ميگذرانند و امكانات تحصيلي فراهم آمده براي دانشجويان ، خواهيم پرداخت . الف - معرفي محدوده جغرافيايي دانشگاه در ابتدا به معرفي اجمالي محيطي كه دانشگاه پليتكنيك پومونا در آن واقع گرديده است ميپردازيم : شهر پومونا كه در ايالت كاليفرنيا (كاليفرنيا ، پرجمعيتترين ايالت[1][1] ايالات متحده بوده و در جنوب غربي آن و در مجاورت اقيانوس آرام قرار دارد و با ايالات آريزونا ، نوادا و اورگن و نيز كشور مكزيك همسايه ميباشد و مركز آن ساكرامنتو است) واقع است شهري مسكوني - تجاري - صنعتي در حومه لوسآنجلس بوده و به دليل آبوهواي مطلوب ، محل پرورش مركبات و سبزيجات به شمار آمده و محصولات آن صنايع غذايي ، كاغذ ، فلز ، محصولات پلاستيكي و مواد شيميايي ميباشند ؛ پومونا كه از سرعت رشد بالايي برخوردارست بيشتر شهرت خود را از دانشگاه پليتكنيك خود به عاريت گرفته است . ب- معرفي دانشكده مهندسي دانشگاه و اهداف تحصيلي آن دپارتمان مهندسي صنايع و ساخت اين دانشگاه در دانشكده مهندسي قرار گرفته و ساير دانشكدههاي دانشگاه پليتكنيك پومونا عبارتند از : 1- دانشكده كشاورزي 2- دانشكده مطالعات تجاري و بازرگاني 3- دانشكده مطالعات آموزشي و تركيبي 4- دانشكده طراحي محيط زيست انسان 5- دانشكده هنر ، ادبيات و علوم اجتماعي دانشكده مهندسي اين دانشگاه ، خود داراي دپارتمانهاي ذيل ميباشد : 1- دپارتمان مهندسي هواوفضا 2- دپارتمان مهندسي شيمي و مواد 3- دپارتمان مهندسي عمران 4- دپارتمان مهندسي كامپيوتر و برق 5- دپارتمان فناوري مهندسي 6- دپارتمان مهندسي صنايع و ساخت 7- دپارتمان مهندسي مكانيك همچنين در اين دانشكده ، دورههاي كارشناسي ارشد ذيل ، در دپارتمانهاي مرتبط ارائه ميگردد : 1- مهندسي برق 2- مديريت مهندسي 3- مهندسي مكانيك 4- مهندسي ساختمان و بنا تمامي واحدهاي دوره كارشناسي دانشكده مهندسي به تاييد مجمع اعتباري مهندسي و تكنولوژي (ABET) رسيده است و بر اين اساس ، فارغالتحصيلان اين دانشكده داراي توانمنديهاي ذيل خواهند بود : ü توانمندي در بكارگيري دانش رياضي ، علوم كاربردي و تكنيكهاي مهندسي . ü توانمندي در طراحي و هدايت آزمايشات و نيز تجزيه و تفسير دادهها . ü توانمندي در طراحي سيستم ، اجزا و فرايندها در جهت برآوردن نيازها . ü توانمندي در فعاليت در گروههاي كاري . ü توانمندي در شناخت ، فرموله كردن و حل مشكلات مهندسي . ü توانمندي در درك و فهم مسووليتهاي حرفهاي و اخلاقي . ü توانمندي در برقراري ارتباطات موثر . ü توانمندي در درك و فهم تاثير تكنيكهاي مهندسي در مفاهيم عمومي و اجتماعي . ü توانمندي در درك و فهم نياز به يادگيري در طول زندگي و توانمندي به ايجاد خوداشتياقي در اين راه . ü توانمندي در درك و فهم مباحث روز . و بالاخره : ü توانمندي در استفاده از تكنيكها و مهارتها و ابزار نوين مهندسي در فعاليتهاي مهندسي . مواردي كه برشمرديم مبنا و اساس واحدهاي درسي در دانشكده مهندسي دانشگاه پليتكنيك پومونا بوده و دانشجويان از بدو ورود ، به رسالتي كه بايستي پس از پايان تحصيلات خود ، آن را بر دوش داشته باشند توجيه ميگردند تا بدانند كه تمامي اين فعاليتها و تلاشها ، چه اهدافي را دنبال مينمايد و اين آن چيزيست كه مسوولين دانشگاه از آن به عنوان "فرهنگ مهندسي" نام ميبرند ؛ حال پرسشي كه به ذهن متبادر ميشود آنست كه آيا مسوولين و سياستگذاران دانشگاههاي ايران در بوميسازي اين نوع تفكرات و آفرينش يك "فرهنگ مهندسي ايراني" بر مبناي ويژگيها و نيازهاي خاص كشورمان ايران ، موفق بودهاند ؟! آيا جو حاكم بر دانشگاههاي ايران ، انگيزه دانشجويان را در جهت مطالعات و پژوهشهاي آزاد مرتبط با رشته تحصيلي خود ، تقويت مينمايد ؟! آيا بنابر آنچه تاكنون بسيار عنوان شده ، دانشجويان ميتوانند در فضاي ايجاد شده در دانشگاههاي كشور ، به هدفي فراتر از گذراندن واحدهاي درسي خود – كه آن هم اغلب از طريق از بر نمودن مفاهيم و فرمولهاي مبهم و نامانوس و يا ارائه پروژههاي از پيش انجام شده و برگرفته از منابع گوناگون اينترنتي و غيراينترنتي صورت ميپذيرد – بپردازند ؟! آيا ميتوان دانشجويان را در تمامي آنچه به هنگام فارغالتحصيلي بايد بدانند اما نميدانند ، تقصيركار دانست ؟! ... ج – معرفي دپارتمان مهندسي صنايع دانشگاه پليتكنيك پومونا پس از مروري بر دانشگاه و دانشكده مهندسي آن ، اينك به هدف اصلي خود - دپارتمان مهندسي صنايع و ساخت - ميپردازيم : در اين دپارتمان دو رشته تحصيلي ارائه ميگردد : مهندسي صنايع و مهندسي ساختوتوليد . رييس دپارتمان ، دكتر سادات بوده و اعضاي هيات علمي آن را هشت تن تشكيل ميدهند كه در اين ميان حضور دكتر سيما پريساي و دكتر كامران عابديني ، مايه خوشبختي و از نگاهي ديگر سبب تاسف است ؛ خوشبختي از حضور دو تن از اساتيد نامور ايراني در دانشگاه پليتكنيك پومونا و تاسف از اين باب كه مهندسي صنايع ايران و دانشجويانش ، مدتهاست كه محروم از توان علمي اين اساتيد هستند . به عنوان نمونه ، سيما پريساي ، در سال 1352 از دانشگاه صنعتي شريف با رتبه ممتاز فارغالتحصيل گرديد و بلافاصله كارشناسي ارشد خود را در دانشگاه استون واقع در بيرمنگام انگلستان در رشته مديريت و فناوري توليد ، به سال 1354 اخذ نمود و سرانجام در سال 1375 با مدرك دكترا از دانشكده مهندسي صنايع و سيستم دانشگاه كاليفرنياي جنوبي شهر لوسآنجلس فارغالتحصيل گرديد و هماكنون تدريس نه درس از دروس دپارتمان را بر عهده دارد كه به هنگام بررسي واحدهاي درسي ، نام اين دروس را ذكر خواهيم نمود . دپارتمان مهندسي صنايع و ساخت ، هميشه نگران موفقيت فارغالتحصيلان خود در ورود به دنياي صنعت و فعاليت مهندسي آنها بوده است ؛ همچنين ، دپارتمان پيرامون چارت درسي خود نيز همواره نگران بوده است : آيا واحدهاي درسي ارائه شده ، نيازهاي صنعت و كار را برآورده مينمايد ؟ به اين منظور ، همواره ارزيابيهايي از پيشرفت فارغالتحصيلان و ارزش و اهميت واحدهاي درسي كه آنها در دپارتمان گذرانده بودند به عمل ميآيد . اين ارزيابيها هر سهماه يكبار و بر مبناي دادههايي كه شوراي مشاوره صنعت دپارتمان در اختيار آنان قرار ميدهد ، به انجام ميرسد ؛ اين دادهها نتيجه تحقيقاتيست كه از فارغالتحصيلان و صاحبكاران آنان در محيط كار به عمل ميآيد . چنانچه در درسي نياز به تغيير احساس شود به دقت از سوي دانشكده مورد تجزيهوتحليل قرار ميگيرد و در صورت ايجاد تغيير در يكي از واحدهاي درسي ، كنترل اثربخشي آن در دستور كار قرار خواهد گرفت . از اين طريق است كه دپارتمان ، ساليانه چهار بار ، از بروز بودن و مدرن بودن واحدهاي درسي خود اطمينان حاصل ميِنمايد . شايد بتوان واحدهاي ارتباط با صنعت را در دانشگاههاي ايران ، نظير شوراي مشاوره صنعت دپارتمان تصور نمود ؛ واحدي كه نگارنده ، تصور گنگ و مبهمي از اثربخشي آن در ماهيت وجوديش و در انجام وظايفي كه بايد ايفا كند ، در ذهن دارد و علامت سوالي كه از پيش چشمانش كنار نرفته است ! گاهي بر اين باور ميشويم كه انتقاد ، منتقد را نيز از اينكه رسالت خود را در انتقاد ميبيند و بيان كاستيها ، نقصها و واقعياتي نه چندان خوشايند از پيرامون خود ، تا چه اندازه مكدر ميسازد و آرزوي رسيدن به كمال را بارورتر ... اينك زمان آن رسيده تا به بررسي واحدهاي درسي دوره كارشناسي مهندسي صنايع دانشگاه پليتكنيك پومونا بپردازيم ؛ اين نكته قابل ذكر است كه در پليتكنيك پومونا تاكيد خاصي بر روي فعاليتهاي غيرتئوريك وجود دارد و بخشي از نمره بسياري از دروس را نمره آز آن درس به خود اختصاص ميدهد ؛ از اين رو دپارتمان مهندسي صنايع داراي آزمايشگاهها و تجهيزات مناسبيست تا بستر را در راه حصول هدف فوقالذكر فراهم نمايد ؛ بر اين اساس به هنگام ذكر دروس ، واحد آزمايشگاه آنها نيز – در صورتي كه داراي واحد آزمايشگاه باشند – قيد خواهد گرديد . د- بررسي واحدهاي دوره كارشناسي مهندسي صنايع (BSIE) در دانشگاه پليتكنيك پومونا در دانشكده مهندسي دانشگاه پليتكنيك پومونا ، دانشجويان در كليه رشتهها ، نزديك به202 واحد درسي را در راستاي فارغ التحصيلي ميگذرانند ؛ اين واحدها در سه دسته طبقهبندي ميشوند : Ø دسته اول : واحدهاي هسته Ø دسته دوم : واحدهاي پشتيباني Ø دسته سوم : واحدهاي عمومي در رشته مهندسي صنايع ، دانشجويان شصت واحد تحتعنوان واحدهاي هسته ، شصتوهشت واحد تحت عنوان واحدهاي پشتيباني و شصتوهشت واحد تحت عنوان واحدهاي عمومي ميگذرانند كه به معرفي اين واحدها ميپردازيم : د - الف :واحدهاي هسته رشته مهندسي صنايع دانشگاه پليتكنيك پومونا واحدهاي هسته ، تخصصيترين واحدهاي هر رشته به شمار ميآيند و شايد بتوان آنها را به نوعي با واحدهاي تخصصي اجباري در دانشگاههاي ايران معادل دانست . در جدول ذيل شرحي كامل بر اين دروس را بيان نمودهايم :
رسالت ما اين است كه همواره به بهبود بيانديشيم :
ايده شما د - ب :واحدهاي پشتيباني رشته مهندسي صنايع دانشگاه پليتكنيك پومونا واحدهاي پشتيباني را به نوعي ميتوان با واحدهاي اصلي و نيز واحدهاي پايه و سرويس در دانشگاههاي ايراني معادل قلمداد نمود . اين واحدها عبارتند از :
د – ج : واحدهاي عمومي رشته مهندسي صنايع دانشگاه پليتكنيك پومونا آخرين دسته دروس ، دروس عمومي هستند كه مشتمل بر شصت و هشت واحد درسي را شامل ميگردند . بسيار ديدهايم كه دانشجويان ايراني از واحدهاي عمومي دوره تحصيلي خود ناراضي بوده و چنين گمان ميكنند كه نظير اين دروس تنها در دانشگاههاي ايراني ارائه ميگردند ؛ اين ، تصوري خامانديشانه و ناشي از عدم آگاهي نسبت به واحدهاي درسي در دانشگاههاي خارج از كشور است كه چنين ذهنيتي را ايجاد نموده است . اگر چه انتقاد بسياري از سوي نگارنده نسبت به واحدهاي عمومي ارائه شده در دانشگاههاي ايراني و بويژه محتوا و منابع درسي آنها وارد است اما در ضرورت وجودي آنها ترديدي نيست كه هر كشوري نيازمند آموزش تعاليم ديني ، اجتماعي ، فرهنگي و تاريخي خويش به دانشجويانش است ؛ آنچه مورد نقد است كارايي واحدهاي عمومي موجود در دانشگاههاي كشور و ترديد نگارنده در برآورده شدن اهداف در نظر گرفته شده از ارائه اين واحدهاست كه لازم است مورد بررسي دقيق و موشكافانه قرار گيرد كه صد البته نيازمند فرصت ديگريست . در دانشكده مهندسي دانشگاه پليتكنيك پومونا دروس عمومي در پنج ناحيه موسوم به A,B,C,D,E تقسيم شدهاند كه البته دروس هركدام از آنها در دپارتمانهاي مختلف متفاوت است ؛ در دپارتمان مهندسي صنايع و ساخت ، اين نواحي بدين صورت وضع گرديدهاند : ناحيه A
ناحيه B
ناحيه C
ناحيه D
ناحيه E
سخن پاياني : در اين دست مقالات كه به معرفي دانشكدههاي مهندسي صنايع دانشگاههاي خارج از كشور ميپردازيم ، هدف نگارنده پيش از هر چيز و بيش از هر چيز ارتقاي سطح آموزشي دانشگاههاي ايراني از طريق آشنايي با متدهاي نوين آموزش در ديگر كشورهاي صنعتي ميباشد و در كنار آن ، باز نمودن پنجرهاي رو به آن سوي مرزهاي كشورمان براي دانشجويان و فارغالتحصيلان مهندسي صنايع تا با ديدي باز و انديشهاي روشن به كسب دانش و فراگيري علوم موردنياز كشور بپردازند و آگاه باشند كه همقطارانشان در ساير كشورها و بويژه ملل مترقي در چه راهي گام برميدارند تا بتوانند همدوش آنان و چه بسا پيشروتر از آنان در عرصههاي گوناگون صنعت و خدمات كشورمان ايران به تلاش و تكاپويي بالنده و سازنده همت گمارند . لذا بديهيست كه تشريح ماهيت دانشگاههاي خارجي به معناي تحسين كوركورانه آنان و يا تبليغ دولتهاي مطبوعشان به شمار نميرود كه ايران و ايراني مدتهاست ديگر فرصتي براي تقليد كوركورانه ، خود باختگي و غربزدگي ندارد ؛ با آرزوي سربلندي روزافزون براي اين مرز پرگهر ... نوشته شده توسط نويد گودرزي | لینک ثابت |
آسيبشناسي آزمون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع در ايران آسيبشناسي آزمون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع در ايران الف : مقدمه در طي ساليان اخير و با جهش كشور به سمت و سوي صنعتي شدن و به موازات آن افزايش درصد جامعه جوان تحصيلكرده در ساختار جمعيتي ايران ، تقاضا براي شركت در آزمون تحصيلات تكميلي دانشگاهها رشد چشمگيري به خود ديده است . شرايط و خصايص اجتماعي - اقتصادي و فرهنگي خاص حاكم بر ايران در سالهاي پس از انقلاب و بويژه پس از جنگ فرسايشي با عراق ، جامعه را به سوي مدركگرايي - و نه دانشگرايي - سوق داده است . در باب چرايي و چگونگي پيدايي جو موجود و حاكميت مدركمحوري بر اركان گوناگون زندگي ايراني ، بحث بسيار است و مجال اندك ؛ لذا در اين فرصت ، بر آنم كه به كنكاشي در حوزه تخصصي خويش - مهندسي صنايع - پرداخته و به ارزيابي كارايي آزمون كارشناسي ارشد اين رشته در گزينش نخبگان و دانشمندان موردنياز صنعت كشور اهتمام ورزم . كلام را با ذكر تاريخچهاي كوتاه از مهندسي صنايع در كشور آغاز مينمايم ؛ سابقه تاسيس دانشكده مستقلي تحت عنوان دانشكده مهندسي صنايع در ايران به سال 1347 و دانشگاه صنعتي شريف باز ميگردد ؛ جاييكه قريب چهل سال پيش ، نخستين دانشجويان مهندسي صنايع در كشور براي آشنايي با تكنيكها و مفاهيم اين رشته جوان دور يكديگر گرد آمدند . پس از آن و در سال 1357 بود كه دانشكده مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي اميركبير راهاندازي گرديد و ده سال بعد ، يعني به سال 1367 اقدام به پذيرش دانشجو در مقطع كارشناسي ارشد نمود ؛ اين سابقه نه چندان ديرپا اما با رشد فراواني در اقبال صنعت و در نتيجه داوطلبين ورود به دانشگاهها به رشته مهندسي صنايع همراه بوده است . ب : پايان جنگ تحميلي و تشديد جدالي به نام كنكور پايان جنگ تحميلي و ويرانيهاي حاصله از آن در ساختارهاي زيربنايي كشور به همراه عقب ماندن از صنعت روز دنيا در نتيجه تمركز بر پيكار با رژيم بعث عراق ، سياستگذاران و دولتمردان كشور را به نياز صنعت ايران بر تربيت نيروهاي جوان و متخصص بومي ، بيش از پيش واقف ساخت ؛ اين نياز هنگاميكه با افزايش درصد نسل جوان در هرم جمعيتي كشور همراه شد لزوم افزايش ظرفيت پذيرش در دانشگاهها را موجب گرديد . از اين پس بود كه جدال داوطلبين در كسب كرسيهاي دانشجويي و قبولي در رشتههاي برتر و دانشگاههاي معتبرتر ، شدت بيشتري به خود گرفت ؛ موسسات و آموزشگاههاي كنكور نيز رشدي قارچگونه يافته و به ابزاري در جهت كسب درآمد عدهاي قليل با استفاده از جمعيت كثير داوطلبان و خانوادههاي آنان تبديل گرديد . اين اما ، پايان مسير نبود ؛ با رو به پايان نهادن سالهاي دهه هفتاد ، پيك جمعيتي داوطلبان ورود به دانشگاهها در مقطع كارشناسي به سوي دورههاي كارشناسي ارشد روانه شده و جامعه مدركزده و حاكميت سردرگم و بيبرنامه كه براي فارغالتحصيلان كارشناسي - كه به حق ، مطالبه كار و حرفهاي بر حسب تخصصشان مي نمودند - راهكاري پيدا نمينمود ، برايشان جز تلاش براي ادامه تحصيل در مقطعي بالاتر ، نسخهاي - البته ناخواسته - نميپيچاند . اين رقابت براي كسب شغلي مناسب و درخور در جهت تامين اقتصادي ، هنگاميكه با پارامترهاي اجتماعي نظير ازدواج توامان شد ، به گرهي نه تنها صنعتي كه جامعهشناسانه بدل گرديد . دغدغههايي نظير پيشي گرفتن تعداد دختران بر پسران در دانشگاهها ، افزايش سطح توقعات و انتظارات فارغالتحصيلان ، بالا رفتن سن ازدواج و مواردي اينچنيني سوژههايي نو در مباحثات جامعهشناسان خلق نمود . در رهگذر گرايش عمومي به تحصيلات تكميلي ، رشتههايي كه از قابليتهاي افزونتري برخوردار بودند بيشتر و بيشتر مورد توجه قرار گرفتند . بازار كار مناسب در زمان حال و آينده ، گستردگي شاخههاي درون رشتهاي ، دور بودن از خشكي و عدم انعطافپذيري رايج در رشتههاي فني- مهندسي در آزمون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع ترافيكي سنگين پديد آورد . اين ترافيك ، تنها منحصر به مهندسين صنايع نگرديد بلكه اقبال فارغالتحصيلان ساير رشتهها را نيز با هدف اخذ مدرك ارزشمندي چون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع با خود به همراه آورد . ج : مواد امتحاني آزمون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع ، موهبت يا معضل ؟! در چنين شرايطي معيارهاي گزينش دانشجويان از اهميت بسزايي برخوردار است و آنچه كه ذكر آن در اين گفتار موردنظر است بحث در همين موضوع است نه دلايل پيدايي شرايط موجود در جامعه از نگاه بالا بودن ميزان فارغ التحصيلان بيكار و موارد اينچنيني ديگر كه در فوق بدانها اشاره شد ؛ كه اينها فرصتي ديگر ميطلبند كه پرداختن به آنها نگارنده و خواننده را از هدف موردنظر خويش در اين گفتار دور مينمايد . پرسش و در واقع چالشي كه نگارنده سعي بر مطرح نمودن آن دارد اين است كه آيا با توجه به آنكه مهندسي صنايع يكي رشتههاي تاثيرگذار بر صنعت امروز جهان و ايران بوده و نقش مهندسين صنايع در واحدها و كارخانجات توليد كالا و ارائه خدمات ، نقشي حساس و كليدي ميباشد : Ø آيا معيارهاي موجود در گزينش دانشجويان تحصيلات تكميلي اين رشته با معيارها و استانداردهاي جهاني آن تطابق و همخواني دارد ؟! Ø آيا مواد امتحاني آزمون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع ، بهينه انتخاب گرديدهاند ؟ Ø آيا آزمون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع قابليت آن را دارد كه خبرهترين و مسلطترين فارغالتحصيلان كارشناسي را كه آشنا به مباحث ، مفاهيم ، نرمافزارها و تكنيكهاي مهندسي صنايع باشند را از سايرين تمييز و تشخيص دهد ؟ Ø آيا مطالعه منابع آزمون ، آن اندازه بر بار علمي پذيرفتهشدگان ميافزايد كه در عرصه عمل و كار در صنعت بر كارايي آنان افزوده باشد ؟ آيا منابع موجود چنين بضاعتي را دارند ؟! Ø براي خيل عظيمي از داوطلباني كه موفق به ورود به دورههاي كارشناسي ارشد نميشوند : آيا مطالعه مواد امتحاني فعلي ذرهاي بر دانش صنايعي آنها افزوده است تا حال كه قبول نشدهاند دستكم بتوانند از آنچه در اين مدت بر روي آن زمان و انرژي نهادهاند و به خاطر سپردهاند در صنعت و خدمات استفاده نمايند ؟ چند درصد از اين اطلاعات خام در عرصه حرفهاي و شغلي به كارشان خواهد آمد ؟ Ø و بسياري ابهامات و آياهاي ديگر ... براي اينكه پاسخي براي پرسشهاي فوق بيابيم به مرور مواد امتحاني آزمون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع در گرايش سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي ميپردازم ؛ اين گرايش را به اين دليل براي بررسي بر گرايش مهندسي صنايع ترجيح دادهام كه فارغالتحصيلان ساير رشتهها نيز قادر به ورود به دورههاي آن ميباشند ؛ لذا چالشهاي بيشتري پيرامون آن قابل طرح ميباشند . مواد امتحاني آزمون اين گرايش را مروري دوباره كنيم : 1- رياضي عمومي (2 & 1) (ضريب سه) 2- آمار و احتمالات (ضريب سه) 3- تحقيق در عمليات (1) (ضريب دو) 4- برنامهنويسي با كامپيوتر (ضريب دو) 5- زبان عمومي و تخصصي (ضريب دو) دنياي امروز مهندسي صنايع سرشار از مفاهيم ، نرمافزارها و تكنيكهاي نوين اين حوزه ميباشد ؛ در واحدهاي صنعتي و تجاري پيشرفته دنيا مهندسين ناآشنا به مفاهيم مدرني چون توليد چابك ، ششسيگماي ناب ، TRIZ ، تعالي سازماني ، مديريت ريسك ، مهندسي ارزش ، مديريت دانش ، مديريت پروژه چابك ، مديريت زنجيره تامين ، تحليل سيستمها و معماري سازماني ، جايي براي خود متصور نيستند و به خوبي آگاهند كه براي رساندن خود به قطار سريعالسير پيشرفت دانش مهندسي صنايع بايد از خود تلاش بيشتري بروز دهند . در چنين جو همواره رو به رشدي ، مبناي سنجش مهندسين صنايع در كشوري چون ايران كه بيش از هر كشور ديگري نيازمند مهندسين متخصص و با دانش روز است ، نه تحليل سيستمها يا مديريت كيفيت و پروژه است و نه نگهداري و تعميرات يا برنامهريزي توليد ؛ نه توانمندي داوطلبان در مهندسي مجدد و معكوس و مهندسي فاكتورهاي انساني مورد چالش قرار ميگيرد و نه تخصص نرمافزاري آنان به آزمون گزارده ميشود ؛ نه از آنان ، پيرامون مديريت منابع انساني پرسشي به عمل ميآيد و نه توانايي آنان را در پيادهسازي تكنيكهاي بهبودبخش سازماني به چالش مي كشند . در اين آزمون ، نه تنها كوچكترين توجهي به دانش روز مهندسي صنايع اعمال نميگردد بلكه داوطلبان ناگزيرند منابعي را مورد مطالعه قرار دهند كه كمترين دانستههاي مرتبط با رشته تحصيليشان را بدانها ميافزايد . نتيجه آن ميشود كه فارغ التحصيلان مهندسي صنايع ، نفرساعتهاي بيشماري را در راه مرور چندينباره انتگرال ، توزيع گاما ، بتا و وايبل و حل مسائل سيمپلكس اصلاح شده به هدر ميدهند و تنها متخصصين مجرب آگاهند كه يكايك اين نفرساعتها در راه پيشبرد صنعت كشور پتانسيل چه تاثيراتي را دارا ميباشند و چه نيروي انساني عظيمي در اين بين تلف ميگردد . با نگاهي بر واحدهاي دوره كارشناسي ارشد به نظر ميرسد توجيه گزينش چنين مواد امتحاني ، تعريف سيستممحور اين دوره - مهندسي سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي - باشد ؛ چرا كه واحدهاي دوره فوقليسانس نيز مبتني بر كاركردي صرفا سيستمي از رشته ميباشد . حتي با پذيرش چنين دليلي باز هم دو پرسش اساسي ، اين توجيه را به چالش مي كشد : Ø آيا فارغالتحصيلان اين دوره ، تماما در امر تجزيه و تحليل سيستمها در عرصه توليد و خدمات كشور وارد مي گردند ؟ آيا به تخصصهاي ديگري نظير مديريت كيفيت ، مديريت پروژه ، مديريت توليد نميپردازند ؟! Ø آيا براي تربيت مديران و مهندسين مجرب و متخصص در زمينههاي فوق ( مديريت كيفيت ، مديريت پروژه ، مديريت توليد و ...) دورههاي كارشناسي ارشد مجزا و متمايز وجود دارد ؟! بيترديد پاسخ هر دو پرسش منفيست ؛ بدين معنا كه نه ميتوان فارغالتحصيلان مهندسي سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي را محكوم نمود تا به تخصصهاي ديگر نپردازند و نه براي اين تخصصهاي ديگر متخصصين مربوط به همان رشتهها در كشور تربيت ميشود . از سوي ديگر ، مواد امتحاني اين آزمون به فارغالتحصيلان ساير رشتهها نظير رياضي اين امكان را ميبخشد تا با توجه به اندوختههاي رياضياتي قويتر به مصاف فارغالتحصيلان مهندسي صنايع برخاسته و كرسيهاي كارشناسي ارشد را از آن خود كنند و در نهايت نتيجه آن ميشود كه در واحدهاي صنعتي و تجاري ناگزير به امر و نهي نمودن نيروهايي ميشويم كه از كوچكترين تفكر سيستمي و دانش صنايعي برخوردار نبوده و مسير گروه را در جهت پيشبرد اهداف به كندي ميكشانند . ترديدي نيست كه سرزنشي بر آنان نيست و نميتوان اينگونه فارغالتحصيلان را به سبب تلاش در جهت ارتقاي سطح تحصيلاتي خود ملامت نمود . مشكل آنجاست كه معيارهاي حاكم بر گزينش داوطلبان ناكارامد بوده و قادر به تمييز داوطلبين واجد شرايط حقيقي از سايرين نميباشد . د : چه بايد كرد ؟! بر اساس دو فرضيه ، دو راه حل متفاوت را ميتوان در نظر گرفت : فرض اول – تعداد گرايشهاي مهندسي صنايع دانشگاههاي ايراني در مقطع كارشناسي ارشد قابل تغيير باشد . در بسياري از دانشگاههاي برجسته جهان دورههاي كارشناسي ارشد مرتبط با رشته مهندسي صنايع ، گستردهتر و بنابراين تخصصيتر و كارامدتر ميباشند ؛ نمونهاي از اين دورهها عبارتند از : 1- كارشناسي ارشد تحقيق در عمليات (Operation Research) 2- كارشناسي ارشد مديريت توليد و عمليات (Production & Operation Management) 3- كارشناسي ارشد مديريت پروژه (Project Management) 4- كارشناسي ارشد ساخت و توليد (Manufacturing) 5- كارشناسي ارشد سيستم (Systems) تخصصي بودن دورهها امكان آن را ميدهد تا هم فارغالتحصيلان بتوانند بر روي زمينهاي خاص ادامه تحصيل داده و به مرحله Expert در آن زمينه نزديكتر گردند و هم چنانچه نياز به برگزاري آزمون ورودي باشد ، مواد امتحاني كاراتري را با توجه به موضوع دوره كارشناسي ارشد در نظر گرفت . با تكيه بر اين فرضيه ، وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري ، دانشگاههاي صنعتي كشور و ساير اركان مسئول موظفند در راستاي تربيت نيروهاي تحصيلكرده و متخصص مورد نياز صنعت كشور ، در پي تعريف دورههاي تحصيلي جديدي در مقطع كارشناسي ارشد برآيند . فرض دوم - تعداد گرايشهاي مهندسي صنايع دانشگاههاي ايراني در مقطع كارشناسي ارشد قابل تغيير نباشد . چنانچه گرايشهاي كارشناسي ارشد نيز همانند گرايشهاي كارشناسي چندان تخصصي شده نباشند ، در اين صورت لازم است تا در مواد امتحاني آزمون ورودي دورههاي كارشناسي ارشد مهندسي صنايع بازنگري نمود ؛ اين امر نيازمند تحقيق و تفحص بسيار است تا مناسبترين مواد امتحاني را بر حسب وظايف مهندسين صنايع در صنعت و واحدهاي گذرانده در دوره كارشناسي و ساير پارامترهاي موثر تعريف نمود . درصورتيكه بخواهيم نمونهاي – تنها در جهت ذكر مثال – به عنوان مواد امتحاني آزمون ورودي مهندسي سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي آورده باشيم ، به مواد ذيل اشاره ميكنم : 1- برنامهريزي و تحليل سيستمها (دو واحد) 2- تحقيق در عمليات (يك واحد) 3- اقتصاد خرد و كلان (يك واحد) 4- مديريت انسان و سازمان (دو واحد) 5- كنترل كيفيت (دو واحد) 6- برنامهريزي و كنترل پروژه (دو واحد) 7- برنامهريزي توليد (دو واحد) 8- زبان تخصصي مهندسي صنايع (يك واحد) 9- نرمافزارهاي عمومي مهندسي صنايع (يك واحد) ه : متاخره به هر روي ، سالهاست كه چرخه پذيرش دانشجو از مبادي كنكوري تكرار ميگردد و توان و زمان شماري از جوانان اين مرز و بوم – بيآنكه از بازده مناسب برخوردار باشد – به هدر ميرود ؛ در اين رهگذر ، تنها كساني منتفع ميگردند كه به اسامي گوناگون و در نقاط مختلف اقدام به تشكيل كلاسهاي آمادگي كنكور كارشناسي ارشد كرده و فرمولها و نكتههاي كنكوريي را كه كاربردي جز تا روز برگزاري آزمون ندارند در آستين متقاضيان مينهند . بر سياستگذاران و متوليان تحصيلات تكميلي كشور واجب است كه با تشكيل گروههاي كارشناسي قوي و زبده نسبت به تجزيه و تحليل شرايط و اعمال تغييرات لازم در گرايشها و مواد امتحاني آزمون ورودي دوره هاي كارشناسي ارشد مهندسي صنايع و ساير رشتهها – كه داراي نقاط ضعف ميباشند – اقدام كرده و در جهت تربيت نيروهاي متخصص و كارامد به طرق صحيح و اصولي آن مطابق با استانداردها و معيارهاي نوين بين المللي گامهاي موثرتري بردارند . نوشته شده توسط نويد گودرزي | لینک ثابت |
مهندسي صنايع مهندسي صنايع جه تخصصي است؟ مهندسى صنايع را مي توان کاربرد اصول و فنون مهندسي مديريتي به منظور بهبود، طراحى و نصب سيستم هايى شامل انسان، مواد، اطلاعات، انرژى و تجهيزات براى فراهم آوردن امکان توليد کالاها و ارائه خدمات بشکل کارآ و مطلوب دانست. براى بررسى، ارزيابى و کاربرد اين سيستم ها، دانش و مهارت هاى علوم رياضى، علوم فيزيکى و علوم اجتماعى به همراه فنون طراحى مهندسى موردنياز است. فعاليت هاى مهندسى صنايع همانند پلى است که ارتباط بين اهداف مديريت و عملکرد عملياتى سازمان را ايجاد مى نمايد. مهندسان صنايع بيشتر درگير افزايش بهره ورى در مديريت منابع انسانى، روش ها وفناوري اند. حال آنکه ساير رشته هاى مهندسى بيشتر درگير ماهيت فنى فرآيندها و فرآورده ها مى باشند. مهندسى صنايع تنها رشته مهندسى است که عامل انسان يکى از مولفه هاى اصلى سيستم هاى مورد مطالعه آن را تشکيل مى دهد. مهندسان اين رشته در تيم هاى ميان رشته اى براى امور برنامه ريزى، نصب و کنترل و بهبود فعاليت هاى موسسات به خدمت گرفته مى شوند. اين فعاليت ها ممکن است اقدامات توليد، نوآورى در محصولات، ارائه خدمات، حمل و نقل و جريان اطلاعات سازمانى را شامل شود. اين مهندسان بستر لازم براى تعامل تخصص هاى مختلف و کار گروهى را به بهترين وجه ايجاد نموده و در نتيجه امور طرح، برنامه ريزى، اجرا و نظارت بر عملکرد نظام هاى توليدى خدماتى بشکل منسجم تر انجام مى شود و در نهايت محقق شدن اين مهم، به بهبود مستمر در جهت سهولت کارها، راحتى کارکنان، کاهش هزينه ها، ارتقا کيفيت و جلب رضايت مشتريان منجر مى شود. تاريخچه مهندسى صنايع اولين جرقه هاى پيدايش مهندسى صنايع بعنوان يک تخصص با آغاز انقلاب صنعتى در ابتداى قرن 19 زده شد. انقلاب صنعتى که با ظهور اختراعات جديد خصوصاً در صنعت نساجى و اختراع ماشين بخار آغاز شد، باعث بکارگيرى نيروى انسانى بيشتر و افول صنايع کوچک دستى شد. با گسترش کارخانجات، نياز به مديريت و تفکر مديريتى بيش از پيش احساس شد. افراد بسيارى در جهت ارتقا کيفيت محصولات تلاش کردند. آدام اسميت، پدر علم اقتصاد پيشنهاد تقسيم کار را داد. وى بيان کرد که مى توان با تقسيم کار در کارخانه پيچ سازى نتيجه کار را به مقدار زيادى بهبود بخشيد. به موازات اختراعات و نوآورى در فرآيندها، روشهاى حسابدارى و هزينه يابى گسترش يافتند. روش هاى تحليل علمى، آزمايشات و اثبات هاى علمى در طراحى و ساخت ابزارآلات و ماشين ها بکار گرفته شد و در نتيجه، اثرگذارى اين تحولات در تفکر سازمانى مديريت،موجب شد مديريت علمى به عنوان يک نگرش و روش حرفه اى مطرح شود. اولين تلاش براى علمى شدن مديريت از آمريکا شروع شد. در سال 1881 فردريک تيلور پدر مديريت علمى، انديشه هاى خود را توسعه داد. فرانک گيلبرت و همسرش ليليان در جهت مطالعه کار با بررسى حرکات توانستند ابزار جديدى را ابداع کنند. همچنين آنان به مسائل روانشناسى و انگيزه هاى انسانى توجه نمودند. عملکرد پرداخت پاداش و نتايج قابل قبول آن توسط امرسان ايجاد و توسعه يافت. مجموعه فعاليتهاى تيلور و هم عصران وي براى فرموله کردن اصول اساسى به عنوان روش هاى علمى مديريت متمرکز شده بود که اين فعاليت ها به زودى تحت عنوان مديريت علمى شناخته شد. اهميت مهندسى صنايع مرور توانمندى ها و خدمات مهندسى صنايع نقش و اهميت مهندسى صنايع را به وضوح بيان مى کند. امروزه حيات اقتصادى سازمان ها و موسسات توليدى و خدمات در بازار رقابتى شديد جهانى به استفاده بهينه از منابع در دسترس وابسته است. عموماً منابع در دسترس شامل مواد، منابع انسانى، ماشين آلات (شامل تجهيزات، لوازم جانبى، امکانات مورد نياز شامل فضا و انرژى و ...)، منابع اطلاعاتى و منابع مالى طبقه بندى ميشوند. ايجاد و نگهدارى منابع ياد شده هزينه هايى را براى سازمان به دنبال دارد. هزينه تمام شده واحد محصول هر موسسه متأثر از نحوه به کارگيرى اين منابع است. هر شرکت توليدى يا خدماتى که بتواند هزينه هاى خود را به حداقل ممکن برساند و به بيانى ديگر توانايى استفاده بهينه از منابع را در تمام ارکان سازمانى خود ايجاد نمايد يا حاشيه سود بيشترى به دست خواهد آورد و يا قادر خواهد بود که قيمت هاى فروش خود را با حفظ حاشيه سود قبلى، کاهش دهد. اين بدان معنى است که قدرت رقابتى موسسه مذکور در بازار افزايش مى يابد. باتوجه به تحولات اقتصاد جهانى قدرت رقابتى شرط اساسى موفقيت در کسب و کار نوين محسوب مى شود. در کنار اين مسائل، توجه به نوآورى ها و ارتقا کيفى محصولات و خدمات که از طريق تلاش براى يافتن طرح هاى بهبود يافته و همچنين تحول در فرآيند کسب و کار نيز بقا و رشد موسسات را در پى خواهد داشت. با توجه به مراتب فوق اگر ضرورت ها و نيازمندى هاى رسيدن به امور مذکور را با تکنيک هاى مهندسى صنايع تطبيق دهيم مشاهده مى شود که مهندسى صنايع ابزار لازم براى حصول اهداف سازمانى را بطور فراگير و سيستماتيک فراهم مى آورد و اين نشانگر نقش و اهميت بالاى مهندسى صنايع بعنوان موتور محرک حرکت سازمانهاى امروزى است. اصول فکرى و ديدگاه ها در مهندسى صنايع اساس مهندسى در هر گرايشى طراحى مبنى بر اندازه گيرى، محاسبه و تحليل با استفاده از علوم رياضى و تجربى شکل مى گيرد. در نتيجه حرفه مهندسى کاملاً ديد فنى و ماشينى دارد که موجب محدوديت ديدگاه در ابعاد خاص شده و برخى موضوعات مانند يافتن بهترين روش هاى مديريتى و ارتباطات انسانى در ديدگاه محض مهندسى ناديده گرفته مى شود. مهندسى صنايع با در برداشتن نگرش سيستماتيک و فراگير ارتباط تخصص هاى مختلف و نهاد مديريت سازمان را ايجاد نموده و امور برنامه ريزى، سازماندهى، هدايت و نظارت بر امور اجرايى با هماهنگى بيشترى دنبال مى گردد. اين نگرش استمرار همان سير تفکر تيلور و هم عصران وى ميباشد که با تلاش تک تک آنان مجموعه اصول و نگرش هاى مديريت علمى موجوديت يافت. مديريت علمى همان نگرش سنتى مهندسى صنايع است. با پيشرفت مديريت علمى، مهندسى صنايع با تفکرى بر مبناى علوم رياضى، فيزيکى، اجتماعى و اقتصادى در عرصه صنعت و خدمات ظهور کرد که به معنى ايجاد يک تفکر فراگير و سيستماتيک بود. نگاه مهندسى صنايع به مسائل از زوايا و ديدگاههاى مختلف همانند توجه به خروجى و محصول سيستم، توجه به مشترى و يا نگرش به بهره ورى سازمان قابل طرح و پيگيرى ميباشد که بر مبناى اصول فکرى تقريباً يکسانى دنبال مى گردد. اکنون بايد ديد که اصول فکرى مهندسى صنايع بر چه عواملى استوار است. در اين راستا بطور خلاصه اصول فکرى مهندسى صنايع ذيلاً ارائه شده است. 1- خلاقيت : فعاليت اصلى هر مهندس صنايع ارائه طرح براى بهبود سيستم هاى جارى و يا ارائه طرح جديد مى باشد که به همين منظور قوياً نياز به خلاقيت و نوآورى جهت ارائه طرح هاى نو و بديع مى باشد. در واقع باتوجه به گستردگى مسائل، مهندسى صنايع همانند اقيانوسى از فنون و علوم مختلف به عمق نيم متر با برخوردارى از زمينه خلاقيت و ابتکار به مهندسين صنايع اين امکان را مى دهد که در جهت حرفه کاربردى مورد نظر به تعميق دانش خود پرداخته و فرصتى فراهم مى شود تا ايده هاى جديد و خلاق در زمينه هاى مربوطه مطرح گردد. 2- تفکر فراگير : نگرش نظام مندو فراگير برجسته ترين خصوصيت مهندسى صنايع است و اطلاق مهندسى صنايع و سيستم ها به اين رشته بى ارتباط با اين نگرش نيست. نگرش فراگير موجب مى شود مسائل از کل به جز و تعامل اجزا با هم مورد بررسى دقيق قرار گرفته و مدل کاملى از سيستم هاى مورد نظر تهيه و مسائل مورد نظر آن به بهترين شکل طرح و بررسى مى گردد. 3- رهبرى گروه : هر سيستم که طرح مى شود اگر بدرستى اجرا نشود منتج به نتيجه نخواهد شد بلکه حسن اجرا سيستم طراحى شده يک ضرورت مهم تلقى مى شود. لذا آشنايى با کليت سيستم مورد نظر و نقش اجزا در کارکرد صحيح آن اين امکان را فراهم مى آورد که هدايت و رهبرى گروه کارى مجرى سيستم با انگيزه بيشترى دنبال گردد و در واقع علاوه بر طراحى سيستم مورد نظر، مهندسى صنايع سيستم هاى پياده سازى و اجرا را نيز پى ريزى نموده و نقش رهبرى گروه هاى کارى را موثرتر دنبال مى نمايد. 4- مديريت زمان : انجام کار بدون توجه به ظرف زمانى و تحويل به موقع خروجى مورد نظر سيستم، ارزش زيادى نمى تواند داشته باشد. امروزه اهميت زمان و فرصت هاى آن با توجه به عرصه تنگاتنگ رقابت اقتصادى براى همگان واضح و بديهى است. در اين خصوص مهندسى صنايع با درک موضوع تکنيک هايى را بکار مى گيرد که عامل زمان اجراى اجزاى کارى را در تمامى فرآيندها مورد توجه و مديريت قرار مى دهد. 5- ارتباط بهره ورى و بهبود مستمر : اعتقاد به ارتقا بهره ورى و بهبود مستمر يک اصل با ارزش در مهندسى صنايع است. اکتفا به وضعيت فعلى جز در جا زدن نتيجه ديگرى نخواهد داشت. لذا مهندسى صنايع با پذيرش اين مطلب که سطح دانش و مهارت ها يک مقوله نسبى همواره سعى در افزايش بهره ورى و بهبود وضعيت کارى نموده و سعى مى شود همواره امور اثربخش تر و کاراتر شود. نگرش بهبود مستمر اين امکان را مى دهد که هر روز به فکر ارتقا هر چند به اندازه کوچک باشيم. 6- ذهن کنجکاو و يادگيرى : يادگيرى فرآيندى است که نمى توان بر آن حد و مرز تعيين کرد. مهندسى صنايع به منظور مطالعه و پيگيرى مسائل همواره به اين نکته توجه دارد که هر مورد را ، منحصر به فرد بررسى نمايد و جهت شناخت آن فرض بر اين است که از تصورات ذهنى دورى نموده و سعى بر تعيين کشف واقعيت هاى حاکم بر اجزا و کل سيستم مى باشد. لذا عدم وجود تعصب خاص به ماهيت فنى امور موجب مى شود ذهنيت کنجکاو براى کشف حقايق نهفته در پديده ها تقويت شود و مهندس صنايع با ذهن دژم کمتر ميتواند راه حل هاى ابتکارى و راهگشا براى مسائل مورد نظر ارائه نمايد. زمينه فعاليتهاي مهندسي صنايع با پيشرفت و تحول سريع علوم و فنون و پيچيدگى هاى روز افزودن آن، بالطبع نظام هاى توليدى و خدماتى نيز گسترش يافته اند که در اين ميان اداره صحيح و مناسب اين گونه واحدها مستلزم بکارگيرى فنون علمى و پيشرفته جهت پيش بينى مدلسازى، برنامه ريزى، تأمين و تدارک، اجرا و نظارت و ارزيابى نتايج حاصله در راستاى وظايف مديريتى است. بديهي است که فعاليت هر نظام اعم از توليدى يا خدماتى با اتکا بر فناورى خاص آن امکان تداوم و استمرار دارد و صرف نظر از ماهيت فنى و صنعتى امر، فناورى داراى چهار جز اصلي1- تجهيزات، امکانات توليدى و خدماتى 2- مديريت و سازمان 3- نيروى انسانى 4- دانش فنى است. از آنجا که رشته هاى مهندسى مرسوم نظير مهندسى مکانيک، برق، ساختمان وغيره بيشتر به ابعاد فنى صنعت ياموارد 1و4شاره شده در فوق توجه دارند. در فرآيند کسب و کار رقابتى به تنهايى پاسخگوى مسائل پيچيده خدمات مهندسى و مديريتى مدرن امروزى که بصورت نظام مندتحولات سياسى، اجتماعى، اقتصادى و باورهاى انسانى را در چرخه حيات نظام هاي موردتوجه خود لحاظ نمى نمايند نيستند. لذا براى رفع چنين کمبودهايى در قرن حاضر به ويژه طى چند دهه اخير، رشته جديدى تحت عنوان مهندسى صنايع با بهره گيرى از علوم رياضى، فيزيکى، اجتماعى، اقتصادى وفنون مهندسى بوجود آمده است. با توجه به مراتب فوق شايد مناسب بود اين رشته با عنوان مهندسى مديريت معرفى مى شد، چرا که کاربردهاى آن محدود به صنعت نيست و هر موسسه انتفاعى و غيرانتفاعى با جنبه صنعتى يا خدماتى مى تواند از فنون مهندسى صنايع بهره گيرد. مبحث صرف منابع و حصول حد اکثر نتيجه از منابع مصرفى چيزى نيست که منحصر به صنعت يا بنگاه خاصى باشد و امروزه با توجه به کمبود ارتقاع سطح بهره ورى امرى ضرورى و حياتى محسوب مى شود که نشانگر بستر گسترده براى فعاليت هاى مهندسى صنايع نفتى مى شود . مهندسى صنايع در حرفه ها و مشاغلى همچون، بانکدارى، خدمات مشاوره اى، صنعت بيمه، شرکت هاى هواپيمايى، کشتيرانى، بيمارستان ها، کارخانجات، کشت و صنعت، خدمات شهرى، استاديوم هاى ورزشى و يا هر مکان ديگرى که نياز به برنامه ريزى، هدايت و مديريت و ارتقا بهره ورى مى باشد کاربرد دارد. برخى از زمينه هاى کارى مشخص مهندسى صنايع در بازار کسب و کار عبارتند از: نظام هاي توليدي،برنامه ريزي راهبردي و عملياتي سازمان،مهندسي لجستيک،مديريت توليد، مديريت مهندسي،مهندسي نظام هاي کيفيت،مدريت پروژه، مهندسي نظام هاي بهره وري، طراحي فرآيندها وساختارهاي سازماني، مهندسي مالي و مهندسي ارزش. ساير کارشناسان مهندسى با گستردگى و تنوع کارى بيشترى با مسايل ميدان اجرا همراهى مى کند. از يکسو تمرکز تخصصى بر مبانى مهندسى و فنآورى داشته، و از سويى بر روش هاى علمى افزايش بهره ورى وکارآيى و تغيير درفنآورى نظام هاى خدماتى و توليدى با استفاده از ابزارهاى مدل سازى، بهينه سازى و شبيه سازى تسلط دارد. ويژگي بين رشته اي وتنوع توانايى هاي اين رشته مهندسي که بطور روزافزوني مطلوبيت تخصصي مى يابد سبب شده، ظرف سال هاي اخير اين رشته جايگاه اجتماعي خويش را از منظر علاقمندان ورود به دانشگاه هاي ايران ، از رتبه نهم، به اول و دوم بدل نمايد. اين حسن استقبال سبب ورود علايق، ظرايف وتوانايى هايى به اين رشته شده که، به شدت باعث توسعه و تحول در آن شده است. در دنيا در حال حاضر فرآيند مشابهى در مورد اين رشته در حال رخ دادن است ، به نوعى که مي توان سه نوع برخورد اجتماعي متفاوت نسبت به اين رشته را مشاهده نمود: 1. کاملا سنتي وصرفا در حوزه کارسنجي وبهينه سازي تلاش ها، 2. متکي به حوزه هاي ايجاد بهبود با زدودن نارسايى ها، واستفاده هوشمندانه از امکانات، 3. درراستاي استفاده از ابزارهاي تحليلى براي دست يابى به قابليت اطمينان بالاتر. تحصيل کرده ايرانى اين رشته همچون ديگر نقاط دنيا که از توانمندي صنعتى بالاتري برخوردار هستند، به توانايى هايى چون طرح وبرنامه ريزى سخت افزارى ونرم افزارى خرد وکلان امکانات و تجهيزات، ايجاد و هدايت سيستم هاى کنترل و تضمين، کنترل پروژه، موجودى و مسايل مالى ، مکانيزم هاى سنجش کار و زمان، پژوهش هاى مختلف عملياتى مجهز است. از مسايل جزء دنياى اجراء نظير تخصيص و تقسيم کار روزانه افراد، ماشين آلات و تجهيزات و بهبود روش گرفته، تا بازسازى نظام هاى موجود، ايجاد نظام هاى اطلاعاتى براى تصميم گيرى هاى مديريت، ابعاد اقتصادى و استفاده از ابزارهاى رياضى براى تسهيل در تصميم گيرى ها در حوزه تلاش هاى اين کارشناس قرار مى گيرند. او علاوه براينکه در بخش هاى صنعتى در حرفه خويش فعال است، بسته به طبيعت حرفه اى در اکثر رشته هاى اجرايى غيرصنعتى نقش هاى محوله را به نحو موثرى ايفا مى کند. چه کساني جذب اين رشته مي شوند
ابعاد محوري مورد انتظار از متخصص مهندس صنايع 1. مهارت ها و فنون مهندسي صنايع نقش حياتي در هر فرآيند بازسازي اقتصادي و اجتماعي دارد را به خدمت گيرد، 2. طيف قابل ملاحظه اي از بهبود در بهره گيري از منابع مالي ، انساني، زمانى، و معنوي در دسترس با استفاده از ابزارهاي علمي مدل سازي و شبيه سازي را تحقق دهد، 3. توانايى تدارک سطح هرچه بالاتري از رضايت از خدمات براي مشتريان در حرفه هاي گوناگون ايجاد کند، 4. تغيير در ميزان راندمان فعاليت هاي در حال انجام در سطح کارگاه هاي اجرايى گوناگون پديد آورد، 5. بهبود در شرايط عرضه خدمات و ايجاد رفاه بيشتر با ايجاد ارزش افزوده در فعاليت ها و رفع تنگناها و نارسايى ها ايجاد کند، 6. بهره گيري از فنون بسيار مقدماتي اندازه گيري کار و زمان و روش سنجي تا گونه هاي بسيار پيشرفته و مدرن مديريتي توسط کارکنان مديريت در سطوح مختلف را در دستور کار خود داشته باشد، 7. ايجاد راهکار در مقابل فشارهاي تحميلي از سوي بازار براي افزايش دادن توانايى هاي بازار کار در مقابل رقابت هاي گوناگون روي در روي، شناسايى تقاضاهاي جديد و فزاينده مشتري در دستور کار او باشد، 8. اخذ تدابير متنوع براي ايجاد رضايت، خشنودي و وفاداري در مشتريان گوناگون در حوزه هاي مختلف ارايه توليد و خدمات در حيطه تلاش هاي او باشد، 9. فنون کاهش دادن قيمت ها ضمن حفظ کيفيت و نيز ترجمه کيفيت هاي جديد مورد انتظار ولى پنهان از سوي مشتريان را به خدمت گيرد، 10. زمان هاي کوتاه تر تحويل کالا و خدمات را به اشکال مختلف محقق سازد، 11. توانايى به خدمت گيري فناوري هاي جديد روباتيک، طراحي و توليد توسط کامپيوتر، شناسايى خودکار، انبارداري و هدايت خودکار امکانات و تجهيزات در خدمت او باشد. گرايش هاي تخصصى مهندسي صنايع در سطح کارشناسي 1. برنامه ريزى تحليل سيستم که ابزارهاي طراحي و تحليلي براي ايجاد نظام هاي گوناگون بهينه در فعاليت هاي متنوع انسان ماشين بهره مى گيرد(نظام بهينه طراحي مى کند)، 2. توليد صنعتى که به مدد فنون برنامه ريزي کنترل، امکان استفاده بهينه از امکانات و تجهيزات توليدي، خدماتي و پشتيباني را براي نهاد هاي توليدي و خدماتى پديد مي آورد (برنامه ريزي براي استفاده بهينه مي کند)، 3. تکنولوژى صنعتى که با استفاده از مهارت هاي اجرايى و ذکاوت هاي فني تجهيزات و تسهيلات مورد استفاده در بخش توليد و خدمات را طراحي نموده و تدابير لازم براي ساخت و سازآنها را تدبير مي نمايد ( بهينه سازي در ساخت و ساز مى کند) ، 4. ايمنى صنعتى که با بهره گيري از تدابير ويژه مهندسي مبادرت به ايمن سازي نظام هاي گوناگون کاري در مواجهه با گونه هاي مختلف تهديد ريسک روي در روي آنان مي نمايد ( بهينه سازي در ايمن سازي ها مي کند). نوشته شده توسط نويد گودرزي | لینک ثابت |
گرايشهاي مهندسي صنايع گرايششناسي مهندسي صنايع در اين بخش به معرفي گرايشهاي مهندسي صنايع در مقاطع كارشناسي ، كارشناسي ارشد و دكترا خواهيم پرداخت و كاركرد ، وظايف ، ويژگيها و حتي واحدهاي درسي هر يك از اين گرايشها را به روشني تببين خواهيم نمود و تفاوتهاي آنان را از يكديگر باز خواهيم شناخت . در پايان اين گامهاي ششگانه ، اشرافي جامع بر گرايشهاي دانشگاهي مهندسي صنايع حاصل كردهايم . گام بيست و سوم گرايشهاي مهندسي صنايع را بيشتر بشناسيم ! مهندسي صنايع در مقطع كارشناسي در چهار گرايش تقسيمبندي ميشود : 1- توليد صنعتي 2- برنامهريزي و تحليل سيستمها 3- تكنولوژي صنعتي 4- ايمني صنعتي دو گرايش توليد صنعتي و تحليل سيستمها در قياس با گرايشهاي ايمني صنعتي و تكنولوژي صنعتي ، به دليل حوزه مفاهيم پيچيدهتر ، گستردهتر و كاربرديتر ، داراي برجستگي چشمگيري در سطح دانايي و توانايي ميباشند ، دانشجوياني با سطح علمي بالاتري را به خود ميپذيرند و به همين دليل گرايشهاي اصلي مهندسي صنايع به شمار ميآيند . از اين رو پيرامون اين دو گرايش در گامهاي آتي شرح كاملتري بيان خواهيم نمود . مهندسي صنايع در مقطع كارشناسي ارشد داراي چهار گرايش ميباشد : 1- مهندسي صنايع 2- مهندسي سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي 3- مديريت سيستم و بهرهوري 4- مديريت مهندسي گرايش مهندسي صنايع ، گرايش برتر كارشناسي ارشد به شمار ميآيد كه به فارغالتحصيلان كارشناسي همين رشته اختصاص دارد ؛ سطح رقابتي براي ورود به اين گرايش بسيار بالاست و با توجه به كميت پايين پذيرششوندگان ، نخبگاني كه احاطه افزونتري به دروس آزمون ارشد داشته باشند قادر به ادامه تحصيل در اين گرايش ميباشند . گرايش سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي ، به نوعي گرايش دوم مقطع كارشناسي ارشد در حساب ميآيد كه فارغالتحصيلان ساير رشتههاي فني - مهندسي نيز مجازند بخت خود را براي قبولي در اين رشته بيازمايند . مديريت سيستم و بهرهوري را ميتوان چكيده دوره كارشناسي مهندسي صنايع دانست كه به فارغالتحصيلان ساير رشتههاي فني و مهندسي كه حداقل سه سال سابقه مديريتي داشته باشند اختصاص يافته است . لازم به يادآوريست كه گرايش مديريت مهندسي ، به عنوان يكي ديگر از گرايشهاي كارشناسي ارشد مهندسي صنايع در حال گسترش بوده و هماكنون در دانشگاههايي نظير دانشگاه صنعتي اميركبير ، در اين گرايش نيز پذيرش صورت ميگيرد . دوره دكتراي مهندسي صنايع مجموعهاي هماهنگ از فعاليتهاي پژوهشي و آموزشي است كه موجب احاطه و دستيابي دانشجو به آثار علمي در زمينه مهندسي صنايع و توانايي در تهيه متون تحقيقاتي ، نوآوري ، كمك به پيشرفت و گسترش مرزهاي دانش در اين رشته خواهد شد . دوره دكترا نيز شامل سه گرايش زير است : 1- مهندسي صنايع 2- سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي 3- مديريت سيستم و بهرهوري در گام آتي به بررسي دو گرايش اصلي مقطع كارشناسي يعني توليد صنعتي و برنامهريزي و تحليل سيستمها خواهيم پرداخت ... گام بيست و چهارم گرايشهاي توليد صنعتي و برنامهريزي و تحليل سيستمها را بيشتر بشناسيم ! توليد صنعتي فن بهكارگيري مهارتهاي تكنيكي - اقتصادي و استفاده موثر و نظاميافته از نيروي انساني سازمان ، ماشينآلات ، تجهيزات ، سرمايه ، ساختمان و مواد به منظور توليد كالا با كيفيت و كميت مطلوب ميباشد . برنامهريزي و تحليل سيستمها فن بهكارگيري روشهاي علمي جهت حل مسائل تصميمگيري و برنامهريزي در واحدهاي صنعتي - خدماتي ، شامل جمعآوري اطلاعات ، تجزيهوتحليل دادهها ، مدلبندي و حل مساله ميباشد . با دقت و توجه موشكافانه در تعاريف فوق ميتوان رسالت ، اهداف و ويژگيهاي مهندسي صنايع را بيان نمود : نخستين نكتهاي كه كه بايد بدان توجه كرد ، پويايي پنهانيست كه در ذات تعاريف فوق نهفته است ؛ اين جملات بيانگر حركتي مداوم و هميشگي هستند ، حركتي در جهت آنچه كه بهتر است يعني بهبود مستمر ، حركتي كه هيچگاه متوقف نميشود . شما برنامهريزي ميكنيد ، تصميم ميگيريد ، به اجرا درميآوريد ، تجزيهوتحليل مينماييد و آنگاه از نتايج حاصل جهت برنامهريزيهاي آتي بهره ميبريد ؛ اين چرخهايست كه هيچگاه از حركت باز نخواهد ايستاد و هماره رو به سوي بهبود دارد ، چرا كه ايستايي يعني مرگ و مجموعههاي پويايي چون واحدهاي صنعتي - خدماتي هيچگاه به مرگ تمايل ندارند . نكته دوم آنكه هيچيك از تعاريف فوق بهتنهايي قادر به بيان آنچه مهندسي صنايع ادعا ميكند نيستند ، بلكه ايندو مكمل يكديگرند . گفتهايم كه ويژگي بارز مهندسي صنايع در تفكر بهبود مستمر وضعيت موجود بوده و هرگز از وضعيت موجود راضي نيست و تلاش مينمايد تا به سوي وضعيتي مطلوبتر حركت نمايد . در وهله اول ، تصميمگيري و برنامهريزي لازم است كه حركتيست به سوي هدف ، اما در گام بعدي بهكارگيري و اجراي برنامه يا تصميم و سپس تجزيهوتحليل نتايج ، تضمينكننده صحت آن ميباشند . گرايش توليد صنعتي به نگرش نظاممند ، منظم و علمي گرايش برنامهريزي و تحليل سيستمها نيازمند است و در نقطه مقابل ، برنامهريزي و تحليل نيز به نگرش اجرايي ، كاربردي و تجربي توليد صنعتي نياز دارد . نكته سوم ، ديدگاه انجامدهي و هماهنگسازي است ، چراكه مهندسي صنايع گاه بايد عوامل متضادي چون نيروي انساني ، ماشينآلات ، زمان ، تجهيزات ، سرمايه ، ساختمان و مواد را در قالب يك مجموعه صنعتي - خدماتي آنچنان هماهنگ سازد تا مطلوبيت لازم در كيفيت و كميت توليد را بدست آورد . اين مساله ، ويژگي ديگري را يادآور ميشود كه همانا تفكر كلگرا ، جامع و نظاممند مهندسي صنايع ميباشد . وي در هنگام برخورد با هر مجموعه ، پيش از آنكه به جزئيات بپردازد ، آنرا به صورت كلي مشاهده مينمايد و به تعبيري از بالا يا بيرون نگاه ميكند ؛ او اجازه نميدهد تا يك بخش كوچك از آن مجموعه چنان مجذوبش نمايد كه از ساير قسمتها غافل گردد و ارتباط بخشهاي ديگر را با آن جزء نبيند . وي ميداند كه همكاري تمام آن مجموعه است كه كارايي كل را بدست ميدهد و انتظاري كه از مجموعه ميرود با هماهنگي تمام اجزا برآورده ميگردد . گفته شد كه مهندسي صنايع با مجموعههاي پويايي چون واحدهاي صنعتي - خدماتي روبروست . هر مجموعه پويا داراي يكسري داشتهها يا وروديها ، يكسري ستادهها يا خروجيها و همچنين فراينديست كه اين داشتهها را به ستادهها تبديل نمايد . ويژگي مهندسي صنايع ، مشاهده همزمان اين سه عامل است و اين مساله خود موجب درك ارتباط بين مجموعهها و عوامل مختلف و اقدام در جهت هماهنگسازي و انجام آنها ميشود . يك مهندس صنايع چنانچه بتواند وروديها و خروجيها را اعم از فيزيكي و غيرفيزيكي در ذهن خود تصوير نمايد و همچنين پردازشها و فرايندهاي تبديل اين وروديها به خروجيها را مرور كند ، آنگاه به يقين خواهد توانست سازمان را به بهترين نحو اداره نمايد . نكته چهارم ، اصل بيشينهسازي كلي است كه بهطور ذاتي در اين تعاريف به چشم ميخورد ؛ اگر شما يك مجموعه را بصورت جامع و نظاممند مشاهده كرديد ، درست نيست كه تنها سعي نماييد يك جزء آن را در مطلوبترين وضعيت و سطح ممكن نگه داريد و از ساير اجزا غافل بمانيد ؛ مهندسي صنايع ميگويد كل اين مجموعه ، يعني تمامي اجزاي آن در ارتباط با هم و به صورت هماهنگ بايد در يك سطح مطلوب قرار گيرند تا مطلوبيت كل مجموعه در بالاترين سطح قرار گيرد . نكته پنجم واژه موثر در تعريف ذكر شده ، است ؛ اصولا در مهندسي صنايع مفهوم بهرهوري كاربرد فراواني دارد ؛ بهرهوري خود انواع مختلف دارد و عموما به صورت نسبت خروجيها (ستادهها) به وروديها (دادهها) تعريف ميگردد . دو ركن اساسي در افزايش بهرهوري هر مجموعه ، كارايي و اثربخشي ميباشند . كارايي نشاندهنده ميزان كل فعاليت ميباشد حال با هر مقصودي كه ميخواهد انجام شده باشد ، اما اثربخشي مبين آن قسمت از فعاليت است كه در راستاي رسيدن به هدف مجموعه انجام شده است ؛ بهكارگيري واژه موثر نيز به همين معنا ميباشد . نكته ششم آن است مهندسي صنايع از روشهاي علمي جهت انجام كارهايش استفاده مينمايد . روشهاي علمي روشهايي هستند كه كه در موارد متعدد از بوته آزمايش و تجربه گذشتهاند و به بيان بهتر استاندارد گرديدهاند و اين دلمشغولي مهندسي صنايع است كه سعي ميكند در هر چرخه برنامهريزي ، اجرا و تجزيهوتحليل ، روشهاي مستند و استانداردي را در امور مختلف طراحي كند ، آنها را از حالت تجربهنشده خارج نمايد و وارد ذات فرايند داخلي آن مجموعه نمايد . دانش مهندسي صنايع سعي مينمايد براي تمامي شرايط ، روشهاي علمي خاصي را طراحي كند تا در موارد مشخص ، اين روشها را به عنوان ابزاري در اختيار مدير قرار دهد . مطالب گفته شده ، به طور عمده ، مفاهيم زيربنايي و فلسفي مهندسي صنايع را تشكيل ميدهند به طوريكه مهندسي صنايع بايستي همواره تلاش نمايد ديدگاهها و برداشتهاي جديد و تازهاي از اين مفاهيم كشف و تجربه نمايد . مفاهيمي چون تصميمگيري و برنامهريزي ، مهارتهاي تكنيكي - اقتصادي ، موثر و نظاممند ، نيروي انساني ، زمان ، ماشينآلات ، تجهيزات و سرمايه ، هزينه ، توليد ، كيفيت و كميت و ارتباط اين مفاهيم از دغدغههاي اصلي مهندسي صنايع است . نكات فوق از آن جهت بيان شده است تا تاكيد گردد هيچيك از گرايشهاي برنامهريزي و تحليل سيستمها و توليد صنعتي به تنهايي تمام مهندسي صنايع نيستند و تنها با حضور در كنار يكديگر ميتوان انتظار داشت مهندسي صنايع به اهداف خود نائل گردد . در بيان دروس اساسي اين دو گرايش بايد گفت كه وجه اشتراك فراواني در اين ميان به چشم ميخورد ، دروسي نظير : كنترل پروژه ، كنترل كيفيت ، طرحريزي واحدهاي صنعتي ، كنترل توليد و موجوديهاي يك ، اصول مديريت و تئوري سازمان ، ارزيابي كاروزمان ، تحقيق در عمليات (2 & 1) ، اقتصاد مهندسي ، آمار مهندسي ، نقشهكشي صنعتي (2 & 1) . در كنار اين ، آن دسته از دروسي كه براي يكي از دو گرايش اجباري ميباشند را دانشجويان گرايش ديگر ميتوانند به صورت اختياري اخذ نمايند و بدين ترتيب سطح اشراف خود را بر حوزههاي كاري مهندسي صنايع هرچه بيشتر افزايش بخشند . دروس اجباري پراهميت گرايش توليد صنعتي كه براي گرايش برنامهريزي و تحليل سيستمها اختياري به شمار ميآيد عبارتند از : برنامهريزي توليد ، مهندسي فاكتورهاي انساني ، طراحي ايجاد صنايع ، برنامهريزي نگهداري و تعميرات ، برنامهريزي و كنترل توليد و موجوديهاي دو . دروس اجباري پراهميت گرايش برنامهريزي و تحليل سيستمها كه براي گرايش توليد صنعتي اختياري به شمار ميآيد عبارتند از : تحليل سيستمها ، شبيهسازي ، طراحي سيستمهاي اطلاعاتي ، برنامهريزي حملونقل . در گام آتي تكنولوژي صنعتي و ايمني صنعتي را بيشتر خواهيم شناخت ... گام بيست و پنجم گرايشهاي ايمني صنعتي و تكنولوژي صنعتي داراي چه قابليتهايي ميباشند ؟ در گام پيشين ، دو گرايش اصلي مهندسي صنايع را شناختيم ؛ اينك به سراغ دو گرايش ديگر ميرويم كه اگرچه در جايگاه توجه پايينتري در قياس با توليد صنعتي و برنامهريزي و تحليل سيستمها قرار دارند اما خود از جمله رشتههاي كاربردي صنعت و خدمات بهشمار ميآيند و چهبسا كاركردهايي داشته باشند كه ساير رشتههاي فني و مهندسي از آنها بيبهرهاند . با تكنولوژي صنعتي آغاز ميكنيم : در تعريف تكنولوژي صنعتي ميتوان گفت : فن بهكارگيري مهارتهاي اجرايي و ذكاوتهاي فني در جهت طراحي تجهيزات و تسهيلات مورد استفاده در بخش توليد و خدمات و تعيين تدابير لازم براي ساختوساز آنان ميباشد . (بهينهسازي در ساختوساز) تكنولوژي صنعتي گرايشيست با بينشي فنيتر از دو گرايش توليد صنعتي و برنامهريزي و تحليل سيستمها كه مشابه كارشناسي ساخت و توليد در مهندسي مكانيك بوده اما مجهز به توانايي بهينهسازي ، آگاه به مسائل بهينهسازي ساخت و ساز فرآوردههاي صنعتي و نيز نگهداشت و راهاندازي فني واحدهاي اجرايي ميباشد . داراي توانايي انتقال و مديريت تكنولوژيست و نيز حفظ و حراست از آن كه به مدد امكانات سختافزاري و نرمافزاري در جهت حفظ و نگهداري نظام فني و اجرايي گام بر ميدارد ؛ با مديريت تكنولوژيهاي در دسترس يا مواردي كه در قالب انتقال تكنولوژي دادوستد ميشوند ، در جهت افزودن كميت و كيفيت فرآوردهها و نيز بهرهبرداري اثربخش از امكانات در دسترس ، اقدامات موثري انجام ميدهد . با استفاده از تجهيزات كامپيوتري و مدارهاي منطقي قادر است طيف وسيعي از خواستههاي اجرايي بشر را كه به دليل محدوديتهاي انساني به سهولت قابل تحقق نميباشند ، عينيت بخشد . مباحث اجرايي و مهارتي ساخت و توليد فرآوردههاي صنعتي ، طراحي قالب ، قيدوبستهاي صنعتي ، عمليات حرارتي و مباحث انتقال تكنولوژي را ميتوان در زمره ديگر زمينههاي تخصصي اين گرايش ذكر نمود . كارشناس تكنولوژي صنعتي از مرحله طراحي يك ايده و نمونهسازي آن گرفته تا مرحله ساخت و تدارك امكانات توليد ، همينطور مديريت مراحل اجرايي ، توان خدمترساني دارد ؛ علاوه بر آن ، ضايعات و عوامل بروز آنها را شناسايي كرده و تاثيرات گوناگوني كه برجاي ميگذارند را ، مورد سنجش و ارزيابي قرار ميدهد . حال به سراغ ايمني صنعتي ميرويم : در تعريف ايمني صنعتي ميتوان گفت : فن بهكارگيري تدابير ويژه مهندسي در جهت ايمنسازي نظامهاي گوناگون كاري در مواجهه با گونههاي مختلف ريسك رودرروي آنان ميباشد . (بهينهسازي در ايمنسازي) گرايش ايمني صنعتي تلفيقي از سه رشته بهداشت حرفهاي ، مديريت صنعتي و مهندسي صنايع ( جهتگيري عمده به سوي مهندسي صنايع است ) با رويكرد بهساز و پيشگيرانه و در عين حال مهندسي ، در جوار متخصصين بهداشت حرفهاي كه با ديد پزشكي بيشتري به دنياي كار مينگرند ، تلاش در ايجاد نظامهاي شناخت خطرات و محدودسازي عملكردهاي غيرايمن در محيطهاي كاري داشته ، روشها ، برنامهها و فرآيندهايي براي كنترل و ارزيابي خطرات پي گرفته و تلاش در ايجاد فضايي سالم براي نجات حركتهاي بهرهور دارد . اين گرايش مهندسي صنايع ضمن تسلط بر آگاهيهاي عمومي مهندسي صنايع به ويژه در راستاي تطبيق دادن كار با تواناييهاي انساني در زمينههايي همچون مهندسي فاكتورهاي انساني ، عوامل فيزيكي و شيميايي زيانآور محيط كار ، حفاظت صنعتي و اصول مديريت ايمني ، داراي تبحر و تخصص است . طراحي نظامهايي كه بتوانند از آسيب رساندن به انسانها ، امكانات و تجهيزات پيشگيري كرده ، حركت ملايم و روان اجرا را تضمين نمايد ، بخشي از تواناييهاي اجرايي اين متخصصين به شمار ميرود . مکانيک سيالات ، جمعآوري و دفع فاضلابهاي صنعتي ، مهندسي احتراق ، گازرساني ، اعلام و اطفا حريق ، ايمني در برق ، سمشناسي صنعتي ، ايمني ساختمان و معدن ، ارگونومي ، تهويه صنعتي ، ديگها و ظروف تحتفشار ، روشهاي توليد (2 & 1) ، ايمني در کشاورزي ، روانشناسي صنعتي ، عوامل شيميايي محيط کار ، اصول بهداشت محيط ، بيماريهاي شغلي ، حفاظت صنعتي ، ايمني بالابرها ، تحقيق در عمليات ، ترموديناميک و انتقال حرارت ، عوامل فيزيکي محيط کار ، اصول مديريت ايمني ، ارزيابي کار و زمان و طرح ريزي واحد هاي صنعتي از جمله دروس اصلي و تخصصي پراهميت اين گرايش به شمار ميآيند . پس از شناخت گرايشهاي مقطع كارشناسي ، در گام آتي ، گرايشهاي كارشناسي ارشد را بيشتر خواهيم شناخت ... رسالت ما اين است كه همواره به بهبود بيانديشيم :
ايده شما گام بيست و ششم از گرايشهاي كارشناسي ارشد مهندسي صنايع بيشتر بدانيم ! در اين گام ، گرايش مهندسي صنايع/صنايع را به بحث خواهيم نشست : 1- تشريح گرايش : دوره كارشناسي ارشد مهندسي صنايع ، دورهاي آموزشي با تاكيد بر آموزشهاي پيشرفته در مهندسي صنايع و تجزيه و تحليل سيستمهاي صنعتيست و هدف آن تربيت متخصصينيست كه با بهرهگيري از آموختهها و دانشهاي مهندسي و دروس اختصاصي اين دوره به شناخت ، تحليل و ارائه طرح براي سيستمهاي متشكل از انسان ، مواد و ماشين توانا باشند . دانش آموختگان دوره كارشناسي ارشد مهندسي صنايع قادر به انجام خدمات گستردهاي در زمينههاي ذيل مي باشند : 1- كشف و برررسي مشكلات وزارتخانهها ، سازمانهاي ستادي و نظامهاي صنعتي . 2- جستجوي ارتباط منطقي بين اجزاء انواع سيستمهاي توليدي و غير توليدي . 3- برنامهريزي و ارائه مدل جهت كسب بهترين بازدهي از كاركرد سيستمها . 4- كنترل سيستمها جهت پيگيري نواقص و ارائه مدل مطلوب و نهايي . 5- برنامهريزي و شركت در اجراي پروژههاي تحقيقاتي صنعتي . 6- ارائه الگوهاي مناسب براي طراحي واحدهاي توليدي عظيم كشور . با توجه به تنوع وزارتخانهها ، صنايع توليدي و پروژههاي صنعتي در دست اجرا و نياز روزافزون صنايع مادر و واحدهاي مختلف صنايع نظامي و نيز اكثر مراكز خدماتي به متخصصين رشته مهندسي صنايع ، اهميت تربيت كارشناسان ارشد در اين رشته روشنتر ميگردد . 2- منابع درسي در آزمون ورودي : آزمون ورودي اين گرايش شامل دروس تحقيق در عمليات (1) (ضريب دو) ، آمار و احتمالات مهندسي (ضريب دو) ، برنامهريزي و كنترل توليد و موجوديهاي (1) (ضريب يك) ، طرحريزي واحدهاي صنعتي (ضريب يك) ، زبان عمومي و تخصصي (ضريب يك) ميباشد . 3- واحدهاي درسي در طول دوره : در طول دوره نيز دانشجويان ملزم به گذراندن سيودو واحد ميباشند كه چگونگي آن به شرح ذيل ميباشد : الف - 12 واحد ، واحدهاي هسته (اجباري) كه به شرح زيرند :
ب - 12 واحد ، واحدهاي اختياري ؛ دانشجويان موظفند از ميان دروس ذيل دوازده واحد براي اخذ انتخاب نمايند :
ج - 2 واحد ، سمينار د - 6 واحد ، پروژه پژوهشي كه مجموعا سيودو واحد درسي را شامل خواهد گرديد . در گام آتي همين روند را براي مهندسي سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي به بررسي خواهيم نشست ... گام بيست و هفتم مهندسي سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي چيست ؟! 1- تشريح گرايش : مهندسي سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي به آموزش و تحقيق در زمينه برنامهريزي و طراحي سيستمهاي مختلف موردنياز جامعه ميپردازد . مهندسي سيستمهايي نظير حملونقل ، آبرساني ، ارتباطات ، توزيع كالا و انجام خدمات آموزشي و بهداشتي در اين زمينه قرار دارند . مهندسي سيستمهاي اقتصادي-اجتماعي به مطالعه ، مدلسازي و تحليل علمي اينگونه سيستمها پرداخته و با در نظر گرفتن ابعاد مختلف آنان و همچنين با توجه به نيازها ، اولويتها و امكانات جامعه ، سيستم بهينه را طراحي مينمايد . 2- منابع درسي در آزمون ورودي : آزمون ورودي اين گرايش شامل دروس رياضي عمومي (2 & 1) (ضريب سه) ، آمار و احتمالات (ضريب سه) ، تحقيق در عمليات (1) (ضريب دو) ، برنامهنويسي با كامپيوتر (ضريب دو) ، زبان عمومي (ضريب دو) ميباشد . 3- واحدهاي درسي در طول دوره : در طول دوره نيز دانشجويان ملزم به گذراندن نه واحد مقدماتي (در صورت نياز) و سيودو واحد از واحدهاي اصلي ميباشند كه چگونگي آن به شرح ذيل ميباشد : الف - نه واحد ، واحدهاي مقدماتي كه برحسب درصدهاي آزمون ورودي نيازمند/بينياز از گذراندن اين واحدها ميباشند :
ب - 12 واحد ، واحدهاي هسته (اجباري) كه به شرح زيرند :
به همراه يك درس از دروس زير :
ج - 12 واحد ، واحدهاي اختياري ؛ دانشجويان موظفند از ميان دروس ذيل دوازده واحد براي اخذ انتخاب نمايند :
|